اگر گاهی جلوی آینه حس خوبی ندارید، چیز عجیبی نیست. بدن در بارداری با سرعتی تغییر میکند که ذهن همیشه به آن نمیرسد. میشود بارداری را دوست داشت، منتظر نینی بود و در همین حال با بعضی تغییرات بدن راحت نبود. این دو با هم تناقض ندارند، و هیچکدام از شما مادر بدتری نمیسازد.
چرا ممکن است با تغییرات بدن راحت نباشیم؟
چند دلیل رایج:
- سرعت تغییر: لباسهایی که ماه پیش اندازه بود، امروز نیست.
- کنترل نداشتن: بدن کارهایی میکند که شما انتخابشان نکردهاید.
- تصویر ذهنی قبلی: سالها با یک تصویر از خودتان زندگی کردهاید و حالا آن تصویر عوض شده است.
- نگاه دیگران: جملههایی دربارهی وزن و شکل بدن، حتی وقتی شوخی است.
دوست داشتن بارداری یعنی دوست داشتن همهی تغییرات؟
نه. لازم نیست هر تغییری را دوست داشته باشید. «پذیرفتن» یعنی قبول کنید که بدن در حال انجام یک کار بزرگ است، حتی در روزهایی که از دیدنش ذوق نمیکنید. هدف این نیست که هر روز حس فوقالعادهای داشته باشید؛ هدف این است که در روزهای بد، با خودتان بیرحم نباشید.
اثر مقایسه با تصاویر شبکههای اجتماعی
عکسهایی که در شبکههای اجتماعی میبینید معمولاً بهترین زاویه، بهترین نور و گاهی ویرایششدهاند. مقایسهی روزهای عادی خودتان با بهترین لحظههای دیگران، منصفانه نیست. چند کار کمک میکند:
- صفحههایی را که بعد از دیدنشان حس بدتری دارید، برای مدتی دنبال نکنید یا ساکت کنید.
- بهجای صفحههای «بدن ایدهآل بارداری»، صفحههایی را دنبال کنید که تجربههای واقعی و متنوع را نشان میدهند.
- زمان مشخصی برای شبکههای اجتماعی بگذارید، بهخصوص پیش از خواب.
پاسخ به نظرهای ناخواسته دربارهی وزن و ظاهر
«چقدر چاق شدی!»، «شکمت کوچک است»، «حتماً دختر است چون صورتت…». این جملهها ممکن است بیمنظور باشند، اما میتوانند آزاردهنده باشند. چند جواب کوتاه:
- «ترجیح میدهم دربارهی بدنم صحبت نکنیم. بگو ببینم خودت چطوری؟»
- «پزشکم در جریان است و همهچیز را با او پیگیری میکنم.»
- «میدانم منظوری نداری، ولی این حرفها حالم را بد میکند.»
دربارهی وزن، تنها نظری که مهم است، نظر پزشک یا مامای شماست؛ همانها که شرایط شما را میشناسند. جملههای اطرافیان دربارهی اندازهی شکم یا وزن، معیار سلامت شما یا نینی نیست.
حرف زدن با همسر دربارهی تغییرات بدن
خیلی از مادرها نگراناند که همسرشان چطور به این تغییرات نگاه میکند، اما دربارهاش چیزی نمیگویند. همین سکوت گاهی نگرانی را بزرگتر میکند. میشود ساده شروع کرد:
«این روزها با بدنم کمی غریبهام. دوست دارم بدانی و اگر گاهی حساسترم، به همین خاطر است.»
همسر هم ممکن است نداند چه بگوید؛ گاهی یک جملهی ساده از او مثل «به نظرم خیلی قوی هستی» از هر تعریفی دربارهی ظاهر اثر بیشتری دارد. برای گفتوگوهای اینچنینی، تغییر رابطه با همسر در بارداری را ببینید.
تمرین: گفتوگوی درونی را عوض کنید
صدای درونی ما گاهی سختگیرتر از هر کس دیگری است. وقتی جملهای منفی دربارهی بدنتان به ذهنتان رسید، سعی کنید یک نسخهی منصفانهتر برایش بنویسید:
- بهجای «بدنم دیگر مثل قبل نیست»: «بدنم در حال تجربهی تغییرات مهمی است و من حق دارم احساسهای متفاوتی دربارهاش داشته باشم.»
- بهجای «هیچ لباسی اندازهام نیست»: «الان لباسهای متناسب با این دوره لازم دارم، و این یک نیاز است، نه شکست.»
- بهجای «همه دارند نگاهم میکنند»: «بیشتر آدمها درگیر زندگی خودشاناند؛ و اگر کسی نگاه میکند، احتمالاً با محبت است.»
لازم نیست نسخهی دوم را کاملاً باور کنید. همین که آن را بنویسید، صدای درونی کمی منصفتر میشود.
چه زمانی کمک بیشتری لازم است؟
اگر نگرانی دربارهی ظاهر یا وزن آنقدر زیاد شده که روی غذا خوردن، حال روزانه یا رابطههایتان اثر گذاشته، یا اگر پیش از بارداری هم با این موضوع درگیر بودهاید، آن را با پزشک یا ماما در میان بگذارید. اینها موضوعاتیاند که با کمک متخصص بهتر مدیریت میشوند و گفتنشان در ویزیت کاملاً بهجاست.
جمعبندی
رابطه با بدن در بارداری فراز و فرود دارد و این بخشی از تجربه است. این هفته یک کار کوچک انجام دهید: یکی از جملههای سختگیرانهای را که دربارهی خودتان تکرار میکنید پیدا کنید و نسخهی منصفانهترش را بنویسید. اگر این روزها احساسات دیگری هم سراغتان میآید، احساسات ضدونقیض در بارداری را بخوانید.